أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

534

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

پا برجايم كوه‌صفت وقت نبرد * مردن بود از گريز بهتر بر مرد 132 پدر او ز نسبت اجداد * من على لكل قوم هاد 44 پدرش تا على صفى و ولى * مادر او خديجه بنت على 44 پرد چون مرغ دولت ز آشيانه * نگردد باز ز افسون و فسانه 192 پريدند مرغان تير از دو صف * نه افسوسشان در دل و نى اسف 42 پس آن به كه آنسان زيد نكته‌دان * كه در خير نامش بود جاودان 58 پس آنكه بىحذر از زيد و از عمرو * برد پيوسته فرمان اولى الامر 116 پس از عرض دعا گر شاه دين‌دار * شود ما را به مهر خود خريدار 90 پس از فتح شاهنشه ارجمند * برانگيخت بر عزم رفتن سمند 279 پس از فتح و غنيمت شاه دين‌دار * چو مهر آمد به سوى صفهء بار 101 پس از نعت رسول و آل و عترت * كزيشان گشت دين خالى ز فترت 90 پس پردهء غيب شد پَردگى * به حورا درآموخت نوبَردگى 33 پس در آن مشهد از سر اعزاز * روى اخلاص نِه به خاك نياز 86 پسر را نشانيد بر جاى خويش * به او داد آيين آباى خويش 33 پشته از كشته ز بس رفعت يافت * پشت ماهى شكم ماه شكافت 262 صفاى كينهء ديرينه كرده * پلنگ از خرس قطع كينه كرده 253 پى اصلش شكاف سينهء خاك * سر قدرش مدار سقف افلاك 257 پى اهل عبرت به اميد و بيم * خط مستوى و ره مستقيم 139 پير صاحب‌خبرت صادق‌خبر * گفت اذا جاء القضا عمى البصر 385 پيرى ديدم سرّ آلهى مىگفت * پيوسته ز ماه تا به ماهى مىگفت 16 پيرى ديدم كه زير اين چرخ كبود * چون او دگرى ز بود خود پاك نبود 16 پى شب رفتن احباب بىقيل * كشيده چشم اعداء را شُهب ميل 95 پيش دكان بسان حوض و حباب * طاسها پر ز ميوهء سيراب 354 پى طبخ فكر حوائج نمود * سر كيسهء نقد رايج گشود 244 پى عشرت افكند طرح رفيع * چو اين گنبد لاجوردى بديع 184